پست های مشابه

chamran_kids

تعزیه آنلاین پسران چمرانی🏴😊 . یکی از کارهای جالب و جذاب برای بچه ها، اجرای نمایش و تعزیه خوانی هست که میتونه تو این روزها که کلاس ها مجازیه کلی تنوع و احساس خوب به کلاس تزریق کنه و از طرفی انس بچه ها رو نسبت به امام حسین (ع) و محرم بیشتر کنه🖤 . تو این فیلم پسرهای کلاس پنجم شهید چمران یه تعزیه ی آنلاین داشتن که یه تجربه متفاوت محرمی بود😍 . ✅ به شما معلم های عزیز هم پیشنهاد می‌کنیم حتما تو کلاس های مجازی، با دانش آموزهاتون امتحان کنید🤗 . ⁉️شما چه کارهای جالب دیگه ای برای محرم انجام دادید؟ همین جا برامون کامنت کنید تا از نظراتتون ایده بگیریم🙃👇🏻 . 🌹این پست رو ذخیره کنید و برای معلم های دبستان بفرستید😇 . #هیئت_کودک #محرم#نمایش #تربیت_دینی#تعزیه_خوانی #تعزیه_آنلاین#پسران_چمرانی #امام_حسین_علیه_السلام #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

30 مرداد 1400 16:16:18

0 بازدید

chamran_kids

خبر خبر خبر ویژه‼️‼️ 🎊اومدیم با یه مسابقه ی جذاب عید غدیری🎊 🟢این بار قراره که شما برامون بگید: ⁉️بهترین و خلاقانه ترین عیدی برای بچه ها تو این روز بزرگ چی میتونه باشه؟🤔 چیزی که عیدی گرفتید و همیشه تو ذهنتون مونده و دوستش داشتید یا حتی چیزی که دلتون میخواسته خودتون انجام بدید و به بچه ها عیدی بدید و شرایطش پیش نیومده‼️ همین الان برامون بنویسید تا هم با ایده های جذاب همدیگه اشنا بشیم، هم این که به ۴تا از بهترین ایده ها 🔴کارت هدیه ۲۰۰هزار تومنی میدیم🔴😍 این هدیه کمک هزینه ی تهیه ی عیدی هست‼️ و شما باهاش میتونید تو این روز قشنگ چند تا بچه ی دیگه رو هم خوشحال کنید🌺🙏🏻 منتظر کامنت ها و ایده های جذابتون هستیم⬇️ #عید_غدیر #مسابقه #جایزه #هدیه #عید #کادو #معلم #مدرسه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

23 تیر 1401 05:04:16

0 بازدید

chamran_kids

🏃 اینجا حسینیه کودک شهید چمران است...نه اجباری برای حفظ قرآن و زبان دوم و سوم داریم و نه آموزش های خاص... حسینیه کودک، جایی است که بچه ها برای بازی کردن و لذت بردن از هفت سال اول زندگی، آزادند.. #پنج_ساله_ها #بازی #هفت_سال_اول #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

26 فروردین 1398 10:33:50

0 بازدید

chamran_kids

👨‍⚖ هفت سال دوم، سال های آداب دانی و قوانین است. اما همین که کودک وارد هفت سالگی شد، می توانیم انتظار داشته باشیم تمام آداب و قوانین ما را اجرا کند؟ ‌ کودکی می تواند در هفت سال دوم آداب دان و قانون مدار باشد که: در هفت سال اول، آزادی را تجربه کرده باشد. قوانین و آداب به تدریج و با متناسب با سن، به او ارائه شود. ‌ بُرد قوانين كلاس اول خالی بود، قرار بر اين شده است كه اگر در طول هفته به موردي برخوردند؛ آن را در كلاس مطرح كنند و در رابطه اش به بحث و گفتگو بپردازند و قانونش را باهم تصويب كنند. ‌ پسرها در رابطه با چالشي كه با آن در كلاس مواجه شدند، بحث و گفتگو كردند؛ يعني همهمه و شلوغي در كلاس . و به‌صورت نمايشي، آن موقعيت را باز سازي كردند و به مشكلات آن پي بردند. ‌ به پيشنهاد بچه ها، قانونش را نقاشي كردند و اينطور بود كه اولين قانون رسمي كلاس به بُرد قوانين اضافه شد. مربی: علی قطبی ‌ #کلاس_اولی_ها #هفت_سال_دوم #قانون #آداب_دانی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

13 آذر 1398 16:21:58

0 بازدید

chamran_kids

. چنددقیقه ای مهمون صحبت های جالب بچه های چمرانی بشید 😊 👆🏻 وقتی پسرها از خاطرات، معلم ها و آرزوهاشون حرف میزنند...🤗 . راستی تا آخرش حتما ببینید چون پشت صحنه هم داره😉 . ⭕این پست رو سیو کنید و برامون از آرزوهای دوران مدرسه تون بنویسید😇 . #مصاحبه_کودک #چمرانی_ها #پسران_چمرانی#آرزو#خاطره #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

26 اسفند 1399 15:47:37

0 بازدید

chamran_kids

✏ وقتی الفبا باهم دوست بشن چی میشه؟ کلاس اولی ها یه اختراع نیاز داشتن تا مردم شهر الفبا رو باهم دوست کنند. ‌ پس دست به کار شدند، با دوتا لیوان یکبار مصرف و ماژیک میشه یه اختراع کرد برای دوستی مردم شهر الفبا. ‌ پ.ن:آقای محمدجواد روحی، در حال حاضر معلم کلاس اول ادبستانه پسرانه شهید چمران هستند. ایشون لیسانس مدیریت دارند. همچنین سابقه مسئولیت های فرهنگی و جهادی را نیز دارند. ‌ علاوه بر این تجربه چند سال مربیگری پیش دبستانی  و سردبیری نشریه افق هم در کارنامه ی کاری ایشون دیده می شه. ‌ #آموزش_الفبا #آموزش_فارسی #فارسی_کلاس_اول #کلاس_اول #بازی_فارسی #ادبستان_پسرانه

08 بهمن 1399 18:51:54

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن