پست های مشابه

chamran_kids

✅ در رویکرد آموزشی زیر ۷ سال، معلم نقش تسهیل گر را دارد و جریان کلاس را همراه با اهداف خود پیش می برد. بچه ها آزادانه فعالیت خود را انتخاب می کنند ولی هر کدام از مسیری به هدف مورد نظر می رسند. در این مدل بچه ها با هر سلیقه ای، با علاقه فعالیت کلاس را انجام می دهند و از آزادی داده شده لذت می برند. هدف از این کار پُررنگ کردن نقش آزادی در کلاس است‌. آزادی یک نیاز مهم در کودکان زیر هفت سال است، مثل نیاز به تغذیه ، نیاز به بازی و ... ‌ صبح شش ساله های چمرانی با یک مسئله خیلی مهم شروع شد. امروز دوست دارید چه کار کنیم؟! بچه ها ابتدا یک مقدار تعجب کردند . یعنی هر کاری که بخواهیم می توانیم انجام دهیم؟؟ شروع به ایده دادن کردند و عمو ایده ها را روی تخته کشید. بعد هر کدام سراغ فعالیت های انتخابی خودشان رفتند. چند نفر مشغول نقاشی شدند، تعدادی ساخت و ساز و تعدادی هم در حیاط بازی کردند. ‌ مربی: محمد جواد روحی ‌ #پیش_دبستانی_ها #آزادی #مربی #طرح_درس #رویکرد_آموزشی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

28 دی 1398 16:07:20

0 بازدید

chamran_kids

🚐 خیلی پیش آمده که در اردو های مختلف، مثل موزه ها و مکان های مذهبی، با مدارس دیگر هم زمان باشیم. و رفتار های مسئولین و معلم ها را با بچه ها دیده ایم. مکان هایی که شاید خیلی برای مسئولینش تفاوتی ندارد‌ کودک پنج ساله برای بازدید آمده یا پانزده ساله. یک سری اطلاعات را ردیف می کنند و به خورد کودک می دهند.‌ جالب است که انتظارشان برای نظم و رعایت قوانین هم از همه هم یکسان است. اما نباید وقتی مخاطب مان کودک است با او متناسب با سنش رفتار کنیم؟ یا حتی فعالیت هایی که برای اردو طراحی می کنیم برای همان سن باشد نه چند سال بزرگتر؟ ‌ دخترهای پیش دبستانی، برای اردو به مرقد امام خمینی رفتند. قرار بود فقط بازی کنند و در آنجا بهشان خوش بگذرد. پس قایم باشک، دنبال بازی و وسطی بازی کردند. بعد هم برای امام جون، نقاشی کشیدند. ‌ نگوییم از رفتار مسئولین مرقد با ما🤐 ‌ مربی: مطهره یعقوبی ‌ #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #پیش_دبستانی_ها #اردو_دانش_آموزی #پیشنهاد_اردو #چمرانی_ها #فعالیت_اردو #تعامل_با_کودک

05 اسفند 1398 17:20:01

0 بازدید

chamran_kids

ادبیات فارسی رو برای بچه ها شیرین کنیم😇👇 . شاید اگر بچه ها مدرسه بودند راه میوفتادند تا باشوق و ذوق برای یه نمایش جالب آماده بشند، اما حالا که کلاس ها مجازی شده هم دست از نمایش نمیکشیم، نه تنها خود بچه ها نمایش مجازی اجرا میکنند و برای نمایششون عروسک و دوربین و ...درست میکنند؛ بلکه برای درس فارسی تو کلاس نمایشنامه خوانی داریم😊 . دخترهای کلاس چهارمی هم که حسابی از این فعالیت لذت میبرند، باصداهای مختلف غرق در اجرا میشند و در خلال خوندن یه قصه و نمایش قشنگ، روخوانیشون هم تقویت میشه.🤗 . ⭕اگه شماهم دلتون میخواد دخترتون فارسی رو با طعم شیرین دوستی تجربه کنه همین الان برای ثبت نام تو کلاس های به اضافه ی چمران شرکت کنه، هایلایتش رو ببینید و دایرکت بدید🌸 . ✅پ.ن: خانم نداهاشمی در حال حاضر معلم دخترهای کلاس چهارمی هستند. ایشون کارشناسی ارشد فیزیک، تجربه ی تدریس در کلاس های آموزشی و تربیتی، و برنامه ریزی و برگزاری کلاس های مهارتی و علمی برای گروه سنی دبستان را نیز دارا هستند. . . ❗❗❗این پست رو سیو کنید و یادتون باشه به هایلات به اضافه ی چمران سربزنید😉 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #کلاس_چهارمی_ها #دبستانی_ها #آموزش_مجازی #فارسی#ریاضی#نمایش #نمایشنامه_خوانی

28 آبان 1399 17:38:35

0 بازدید

chamran_kids

و خداوند خورشید و ماه و شب روز را معین و منظم آفرید...☀️🌛 . ماه رمضون فرصت خوبیه که با بچه ها دقیق تر به اطرافمون توجه کنیم و خدارو به خاطر نعمت های مهمی که داریم شکر کنیم...😇 . مثلا اگه خورشید و ماه منظم و به وقت خودشون تو آسمون نمیومدن و شب و روز و خواب و بیداری به هم میریخت... زندگی چقدر سخت میشد...؟؟؟🤔 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و یادتون باشه خدارو به خاطر مهربونی هاش شکر کنید😍🌱 . #خدای_رحمان #شکرگزاری #دعای_کودکانه #چمرانی_ها #دعاهای_کودکانه #صحیفه

19 اردیبهشت 1400 07:53:58

0 بازدید

chamran_kids

📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت ششم👈 فکر بکر چراگو ‌ هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک

13 فروردین 1398 09:41:23

0 بازدید

chamran_kids

‌ ‌ ‌🔸با شروع روزهای قرنطینه، آموزش‌های مجازی ما هم شروع شد. ‌ ‌ ‌📝 ‌مربیان فعال و خلاق چمرانی برای هر پایه‌ای کانال آموزشی متفاوتی را ایجاد کردند که برای دانش‌آموزان برنامه‌های روزانه‌ی مشخصی دارد. ورزش صبحگاهی، قرائت قرآن، آموزش دروس جدید، مرور درس‌ها و ارائه‌ی تکالیف درسی، بخشی از برنامه‌های روزانه‌ی این‌ کانال‌ها هستند. ‌ ‌ ‌ 📱 این‌ امکان برای همه همراهان ما در فضای مجازی به‌وجود آمده تا با آموزش‌های ما آشنا شوند و از این آموزش‌ها استفاده کنند.‌ ‌ ‌ 👈 برای پیوستن به هرکدام از این کانال‌ها در پیامرسان بله به ما ‌پیام دهید یا استوری را دنبال کنید. #چمرانی_ها #آموزش_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #کانال_آموزشی

18 فروردین 1399 15:59:22

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن