پست های مشابه

جعبک

‌ ‌💓خدایا ممنونم ازت بابت این همه رنگ قشنگ توی‌ دنیا...بابت سبز، بابت آبی..ممنونم که دنیای ما اینقدر نعمت‌های رنگی رنگی داره و چشمای ما رو هر روز نوازش میده...‌ ‌ ‌ 💭ویژژژژژ... وییییییژ... زردیخی و سبزیخی عاشق اسکیتن! شهر به شهر سر میخورن و.... ویژژژژ... از کاغذستون به جعبه‌آباد... از جعبه آباد به کیسه سرا... اسکیت بازی خیلی می چسبه! تو هم میای بازی؟‌ ‌ 👯چی کار کنم بیشتر خوش بگذره؟ ما توی یخمک های رنگی رنگی مون نخود و لوبیا و پوم پوم و چیز میز قایم کردیم و دخترکوچولو کلی ایده داشت برای اینکه اونا رو از توی یخ نجات بده. رنگ خوراکی ندارید؟ مام نداشتیم 🙈😁 یدونه سبز داشتیم. بقیه شو با زردچوبه و آب لبو و کلم قرمز حل کردیم... شما برای بچه جون بازی بخواه..خدا رنگ خوراکی شم می فرسته...‌ ‌ 👼برای چند ساله‌ها؟ از هر وقت نی نی بتونه بشینه تااااا خانوم های سی ساله...:)) یخمکا رو بریزید وسط و نقاشی کنید...‌ ‌ لطفا عکس و فیلم بازی تونو برامون بفرستید. ‌ ‌#نوروز_جعبک #جعبک_جان‌ #بچه_های_جعبکی

04 فروردین 1399 10:39:45

93 بازدید

جعبک

😇 چگونه یک بچه را در ماه رمضان سرکار بذاریم تا مادر روزه دار طفلک چند دقیقه ای (هرچند کوتاه) استراحت کند 😂🤭 این کاردستی رو با نی و پیپ پاک کن یا هر وسیله ی دیگ که دم دست دارین درست کنین بچه ها رو چند دقیقه سرگرم کنید علاوه بر اینکه مادر روزه دار نفسی میکشه 😁 کمک میکنه بچه ها مهارت ظریفشون موقع رد کردن پیپ پاک کن از داخل نی ها تقویت بشه. اگر ابزارهاش رو هم نداشتین میتونید جعبک ابزار رو به همراه کلی وسیله دیگ برای درست کردن کاردستی همین الان تهیه کنید. هزینه جعبک ابزار پلاس ۳۱۰ هزار تومان #جعبک #جعبک_ابزار #ایده_بازی #ایده_بازی_ماه_رمضان #ماه_رمضان #سرگرمی_کودک #مادر_روزه_دار #کاردستی_کودک #کاردستی_ساده #کاردستی_کودکانه #ایده_کاردستی #پیپ_پاک_کن #پیپ_پاککن #نی #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #خلاقیت_کودک #تقویت_مهارت_کودکان

17 فروردین 1401 13:35:41

26 بازدید

جعبک

🎈. #ایده_بازی_جعبک پیچ پیچک بیرون بیا! وسایل لازم: 🍭آبکش 🍭پیچک ( پیپ پاک کن) ، ماکارونی یا نی . . 🍭🍬🍭🍬🍭🍬🍭🍬🍭 . #جعبک #کودک #بازی #بازی_با_کودک #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #تخیل #روانشناسی #کودک_خلاق #ایده_بازی_جعبک #اسباب_بازی #ایده #پیچک #نی

17 دی 1398 16:40:26

68 بازدید

جعبک

🥳‌ ما با خریدن اسباب بازی های حاضر و آماده‌ و شیک، اونها رو به مصرف گرایی صرف تشویق می‌کنیم. کودکی که با این فرهنگ بزرگ بشه علاقه ای به ساخت و ساز نداره و به مرور زمان خلاقیتش کم میشه.‌ ‌‌ 🧐سوالاتی که قبل از خرید هر اسباب بازی خوبه که از خودمون بپرسیم: 🙎خلاقیتش رو افزایش میده؟ 🙎به مهارت‌های دست ورزی اش کمک میکنه؟ 🙎انگیزه و علاقه اش رو بالا می‌بره؟ 🙎به اعتماد به نفس و ریسک پذیریش کمک میکنه؟ خوبه که بدونیم‌؛ بهترین جایگزین اسباب بازی های امروزی ساخت و ساز و رسیدن به یک اسباب بازی جدیده!‌‌ ‌ ‌ راستی شعار جعبک رو می‌دونید چیه؟‌ اسباب‌بازی ات رو خودت بساز!😍 ‌ ‌‌ این اسباب بازی ساده و هیجان انگیز رو با ابزارای جعبک ابزار درست کردیم و از این به بعد یه هشتگ هم براش می ذاریم:‌ #بازی_جعبک_ابزار‌‌ اگر با جعبک ابزار ما آشنایی ندارید هایلایت #جعبک_ابزار رو ببینید.‌ ‌ ‌ #جعبک_جان#خلاقیت#بازی#سرگرمی #ایده_بازی#اسباب_بازی

02 مرداد 1399 17:13:53

67 بازدید

جعبک

‌🌸 این بازی از همون بازی‌هایی که وقتی اصلا حال و حوصله ندارید و بچه چسبیده بهتون که من حوصله‌ام سررفته می‌تونید رو کنید و خودتون رو نجات بدید😁 به این صورت که همون طور که دراز کشیدید دستتون رو دراز میکنید یه کاغذ برمیدارید و لوله میکنید. بعدم دوتا چشم و ابرو و یه قیچی هم میدیم دست کودک و میگیم سلام علیکم شما خانوم/آقای آرایشگر هستید؟ میشه موهای ایشون رو کوتاه کنید؟ و به این صورت بازی شروع میشه. هم شما راضی هم بچه‌جان راضی هم لوله‌ی کاغذی 😁‌ ‌ ‌

01 آذر 1400 09:03:45

59 بازدید

جعبک

‌ بین ما بچه‌ها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگ‌ترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچه‌ها معروف بود. می نشستیم دور هم و می‌گفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمی‌خندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خط‌های صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگ‌‌ترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین هم‌بازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچه‌ی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینه‌ی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خنده‌مان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان.‌ او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچه‌ها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگ‌ترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگ‌تر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچه‌ی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچه‌ها به این اسم معروف بود.‌ #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی

30 آذر 1398 06:47:45

2 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن