پست های مشابه

madare.aram

به نام خدا سلام🌹🌹🌹 به مرور ارتباط اینها را باهم بررسی میکنیم #استاد_سلطانی #هوش_متعادل #هوش_معنوی #احساس_امنیت #غریزه_و_فطرت #مادر_آرام

18 آبان 1399 09:31:09

32 بازدید

madare.aram

به نام پروردگار یکتا سلام🌹 بحث هوش معنوی خیلی جذابه مگه نه؟! من شماره صوت نمیزنم چون دارم هر کدوم از نیازهای روان رو از کل صوت های هوش معنوی جمع بندی میکنم و مینویسم. بحث احساس امنیت هم که به عنوان مهمترین نیاز روان هست ادامه خواهد داشت. یک چیزی که خیلی جالب بود بگم یک مثال هست: اگر ما خورشید را در مثال، روح فرض کنیم، آینه ای که نور خورشید را منعکس میکند، روان است. این آینه در خلقت نصب شده و چیزی که ما باید یاد بگیریم تنظیم کردن و تمییز کردن این آینه است. این یعنی رشد روانی. وظیفه ی والدین این است که تنظیم و تمییز کردن این آینه را نه با گفتار بلکه در عمل به کودکانشان آموزش دهند. یعنی با تنظیم و تمیز نگه داشتن آینه ی روان خودشان بچه ها در عمل این مهارت را می آموزند. #استاد_سلطانی #هوش_متعادل #هوش_معنوی #احساس_امنیت

10 آبان 1399 10:14:59

28 بازدید

madare.aram

به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺 فطرت بینهایت طلبه و غریزه باید محدودیت داشته باشه؛ هماهنگی فطرت و غریزه در تبعیت غریزه از فطرت است! 🌺 "فطرت هدایت کننده است و هدایت هم بدون محدودیت امکان ندارد" 🌺 اگر بخواهیم کاربردی بگوییم: قبلا گفتیم آسایش در سادگی به دست می آید نه در رفاه! رفاه آغاز زیاده روی در لذت است. آسایش یعنی استفاده ی صحیح و متعادل از لذت. 🌺 لذت پشتوانه ی غریزه است و حظ پشتوانه ی فطرت است. 👈لذت در خوردن است و حظ در چگونه خوردن است.👉 🌱اینجاست که با حیوانات متفاوت هستیم!🌱 👇👇👇👇 🌺 این ها صحبت های استاد از چرخه ی ارتباط با کودک بود. و من این رو در مورد هوش جنسی هم کاربردی میدونم. لذت در رابطه ی زن و مرد هست اما حظ در چگونگی اون هست و این با هوش معنوی در ارتباطه. اینجاست که ارتباط فکری و عاطفی بین همسران مطرح میشه. 🌺 اگر ارتباط فکری و عاطفی بین همسران نباشه این ارتباط در سطح غریزه باقی میمونه و حظی درش نیست! 🌺از هفته ی آینده هوش اجتماعی رو شروع می کنیم که آخریندمبحث از چرخه ی هوش متعادل هست و بعد از اون هم چرخه ی مهارت ها رو داریم. 🌺سپاس از همراهیتون #استاد_سلطانی #رویکرد_هوش_متعادل #هوش_متعادل #کودک_متعادل #هوش_جنسی #تربیت_جنسی #رابطه_همسران

12 اردیبهشت 1400 16:46:06

21 بازدید

madare.aram

یا صابر🌱 ساعت پنج بعد از ظهر است. دوباره زنگ در به صدا در مىآید؛ مثل فشفشه ازجامىپرم، نکند دخترم بیدار شود؟ در را باز مىکنم؛ براى بار نمىدانم چندم توضیح مىدهم: "هنوز ساعت شيش نشده!"  پسرک با نگاه ملتمسانه مىگوید: "نمیخوام بازی کنیم! فقط باهم حرف بزنیم!" میدانم که حرف زدن همان و بالاگرفتن سروصداهایشان همان و ازخواب پریدن دخترم همان. اما پسرم هم دیگر کلافه شده؛ اول با صدای بلند مىگوید: "مگه نمیفهمی مامانم میگه ساعت شیش نشده؟" ولی بعد انگار مرغ دلش پرکشیده باشد به من نگاه میکند و حالی ام میکند که بس است بگذار بیاید و بازی کنیم. میدانم که برای سروسامان دادن به اوضاع رفت و آمدها و بازی هایشان باید سر قراردادی که وضع کرده ام بمانم: _فقط یک ساعت مونده بچه ها! برو خونتون از مامانت بپرس هروقت گفت ساعت شیش شده بیا. تأکیدم روی "از مامانت بپرس" دیدنی است! میخواهم مادرش را وارد گود کنم تا این بار سنگین را با هم به دوش بکشیم؛ اما زهی خیال باطل! در را می بندم. باید انرژی بگذاریم تا روی بازی دونفره ی مان دوباره متمرکز شویم. به خانم همسایه تقریبا هیچ امیدی ندارم. شاید چهارپنج باری راجع به نیازم به زمان بندی بازی بچه ها با او صحبت کرده ام اما هر بار به جای چاره اندیشی و تلاش برای بهبود وضعیت با کوهی از عذرخواهی و "این بچه اصلا نمیفهمه توروخدا حلال کنید" روبه رو شده ام. و در نهایت راه حل او برای این مسئله این بوده که: "بذار بیاد اینجا باهم بازی کنن به خدا من مشکلی ندارم".  زبان مشترکی نداریم؛ من از "لزوم درک محدودیت و چهارچوب و به هم نخوردن آرامش خانواده" صحبت میکنم و او از اینکه "چه اشکالی دارد؟ بگذار بازی کنند."  میفهمم. پسرکشان تک فرزند است و حوصله اش سر می رود؛ از سبک زندگیشان هم چیزهایی می دانم. به گفته ی خودش خرید اسباب بازی را جایگزین بازی کرده اند. هیچوقت نمیخواهم شرمندگی او را ببینم. دیدن شرمندگی دیگران حالم را بد میکند. من فقط خسته ام و دنبال حل مسئله! هر بار که زنگ در به صدا در می آید دچار خشم می شوم."یادم می افتد که آزادی بی چهارچوب در دایره ی رفتارهای مهربانی محور نمی گنجد! _مامان! چراحواست نیست؟ گفتم گنج رو از زیر برنجاپیداکن! _آهان.باشه ببخشید داشتم فکر میکردم. _به چی؟ _هیچی. مهم نیست. _نه بگو! (سماجتش هم به خودم رفته) _همین که چرا هرچقد به خاله اینا توضیح میدم ساعت شیش رو رعایت نمیکنن. _خب ولش کن شاید ساعت بلد نیستن. (خنده ام می گیرد) _شاید. 🌱شما هم مشکلات رفت و امدی دارید؟ چه چاره ای اندیشیدید؟؟ کامنت بنویسید 🌱این متن درمورد پسر خودم هم صادقه ها😶😶

21 شهریور 1400 05:52:51

32 بازدید

madare.aram

برگرفته از صوت62 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺در مورد ترس یه تجربه ی خوبی دارم که از گروه مادران حامی هوش متعادل یاد گرفتم و اجرا کردم و اون اینه که: . 🌺یه شب که بقیه خواب بودن پسرم خوابش نمیبرد. اومدم پیشش و نشستم نگاه در نگاه بهش گفتم مامان از چیزی می ترسی؟ . 🌺گفت آره مامان من خیلی از گرگ می ترسم. گرگا دندوناش تیزه... چندبار درمورد گرگ ازش پرسیدم. و اون جواب میداد که مثلا ممکنه بیاد خونمون و این حرفا... تا اینکه . 🌺رفتم دفتر و مداد رنگی هاشو آوردم و گفتم بیا یه گرگ بکشیم. اولش گفت بلد نیستم ولی بعد شروع کرد. . 🌺وقتی نقاشیش تموم شد کلی راجع بهش حرف زده بودیم. بعد بهش گفتم میخوای یه قفس براش بکشیم نتونه بیاد بیرون؟ خیلی خوشش اومد. . 🌺خلاصه گرگ رو انداختیم تو قفس و با خیال راحت خوابیدیم!!😄😅😉😍😍 شما هم تجربه های خودتون رو برامون بنویسید😍 #استاد_سلطانی #هوش_متعادل #هوش_هیجانی #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #ترس #خشم #احساسات #احساس_کودک #والدگری #فرزندپروری #بینش_عمیق #ارتباط_با_کودک #عبورازاحساس #روانشناسی #کار_با_کودک #درک_احساس #کودک_عصبی #ترس_کودک #ترسیدن_کودک #مادر_آرام

17 دی 1399 08:02:56

28 بازدید

madare.aram

اسلاید ۵ نظرت رو در مورد اسلاید پنجم بهم بگو!🤔 مادرمن که خیلی تو ارتباط با بچه ها خلاقیت داره. یعنی مثلا راحت میتونه بچه ای که تو اوج استرس یا ناراحتیه رو آروم کنه و بعد حواسشو پرت کنه و حالش رو خوب کنه. با خلاقیتی که داره. ولی من میبینم خیلی از ما مادرای جوان موقع جیغ و گریه و ناراحتی بچه بهم میریزیم و نمیتونیم فضا رو عوض کنیم. به نظرتون واقعا به خاطر حال خوب مادرامون با نوه هاشون نیست؟ به خاطر عدم نگرانی و ارامش درونی شون در ارتباط با بچه ها نیست؟؟ #هوش_متعادل #استاد_سلطانی #کودک_متعادل #مهارت_خلاق #هوش_خلاق #خلاقانه_زندگی_کنید #مهارت #خلاقانه #خلاقیت #خلاقیت_های_جالب #کودک_خلاق #کودک #بچه

29 شهریور 1401 06:25:49

264 بازدید

0

0

👇درباره ی سؤالات جنسی بچه ها: 🌺بچه ها سؤال های جنسی و مربوط به آن می پرسند، نظیر: من از کجا آمدم؟ به خصوص امروزه این گونه سؤال های بچه ها زیاد شده است. 🌺 بچه ها چی می بینند و چی می شنوند؟ صحنه های ماهوارها و تلویزیون کنجکاوی بچه ها را زیاد کرده، یک دلیل دیگر سؤال های زیاد بچه ها این است که ما از زندگی طبیعی دور شده ایم، بچه های قدیمی این مشکلات را نداشتند الآن هم بچه های روستا این مشکلات را ندارند چون از وقتی خودش را شناخته همه چیز را دیده و هیچ چیز برایش عجیب و غریب نیست ولی بچه های ما هیچ چیز ندیدند در نتیجه همه چیز برایشان ایجاد ابهام می کند. 🌺 وقتی کودک از شما سؤال می کند، بهم نریزید و هول نکنید، نظر خودش را بپرسید و ببینید که چه قدر می داند، بعد توضیحی که می خواهید بدهید در حد فهم کودک و ساده و کوتاه باشد. اصلا برای کودک توضیح اضافه ندهید. خیلی ساده و در حد فهم کودک صحبت کنید. به هیچ وجه دروغ نگویید. پاسخ بچه ها را با دروغ ندهید بلکه صحیح و ساده پاسخ بدهید. 🌺 مادری می گفت فرزندم از من پرسید که من کجا بودم، از کجا آمدم؟ من هم گفتم تو زیر مانتوی من بودی دکمه اش را باز کردم تو اومدی بیرون! می گفتند حالا هر خانمی که می بینه که شکمش بزرگه می ره مانتوشون رو باز کنه که نی نی داری بذار ببینم! به بچه ها دروغ نگویید. توضیح اضافه هم ندهید. 🌺اصولا در پاسخ به سؤال های بچه ها مواظب رفتار عاطفی خودتان باشید. به حالت های عاطفی خودتان در مقابل بچه ها آگاهی داشته باشید اگر از سؤال های جنسی آن ها بترسید، بلافاصله حس می کنند و این درک را پیدا می کنند که باز من یه سؤال نامربوط کردم و مامان به هم ریخت! در حالی که می توانیم خیلی خونسرد مثلا بگیم: نمی دونم بذار شب از بابا می پرسیم! اما هر وقت پاسخ گویی را به بعد موکول کردید، حتما برگردید به موضوع و به او جواب بدهید. 🌺وقتی کودک می پرسد: که من از کجا آمده ام، اولین کار شما این است که اول نظر خودش را بپرسید، «تو چی فکر می کنی؟»، تو توی شکم من بودی بعد دکتر باز کرد تو اومدی بیرون، آخه همه ی بچه ها باید یه مدت تو شکم ماماناشون باشن تا گنده بشن! نیایید توضیح بدید که حالا چه جوری باز کردن یک مادری به بچه اش گفته بود که شکم من رو از بالا تا پایین بریدن!!! بچه هم دچار عذاب وجدان شده بود که آخه مامان خیلی دردت اومد؟ من تو رو اذیت کردم؟ لازم نیست بگیم بریدن همین که بگیم باز کردن کافیه؛ و لازم نیست که تفاوت های زایمان طبیعی با سزارین را برای بچه توضیح بدیم؛ شکم منو باز کردن و تو اومدی بیرون همین. 👇ادامه در کامنت اول:👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madare.aram

0

0

👇درباره ی سؤالات جنسی بچه ها: 🌺بچه ها سؤال های جنسی و مربوط به آن می پرسند، نظیر: من از کجا آمدم؟ به خصوص امروزه این گونه سؤال های بچه ها زیاد شده است. 🌺 بچه ها چی می بینند و چی می شنوند؟ صحنه های ماهوارها و تلویزیون کنجکاوی بچه ها را زیاد کرده، یک دلیل دیگر سؤال های زیاد بچه ها این است که ما از زندگی طبیعی دور شده ایم، بچه های قدیمی این مشکلات را نداشتند الآن هم بچه های روستا این مشکلات را ندارند چون از وقتی خودش را شناخته همه چیز را دیده و هیچ چیز برایش عجیب و غریب نیست ولی بچه های ما هیچ چیز ندیدند در نتیجه همه چیز برایشان ایجاد ابهام می کند. 🌺 وقتی کودک از شما سؤال می کند، بهم نریزید و هول نکنید، نظر خودش را بپرسید و ببینید که چه قدر می داند، بعد توضیحی که می خواهید بدهید در حد فهم کودک و ساده و کوتاه باشد. اصلا برای کودک توضیح اضافه ندهید. خیلی ساده و در حد فهم کودک صحبت کنید. به هیچ وجه دروغ نگویید. پاسخ بچه ها را با دروغ ندهید بلکه صحیح و ساده پاسخ بدهید. 🌺 مادری می گفت فرزندم از من پرسید که من کجا بودم، از کجا آمدم؟ من هم گفتم تو زیر مانتوی من بودی دکمه اش را باز کردم تو اومدی بیرون! می گفتند حالا هر خانمی که می بینه که شکمش بزرگه می ره مانتوشون رو باز کنه که نی نی داری بذار ببینم! به بچه ها دروغ نگویید. توضیح اضافه هم ندهید. 🌺اصولا در پاسخ به سؤال های بچه ها مواظب رفتار عاطفی خودتان باشید. به حالت های عاطفی خودتان در مقابل بچه ها آگاهی داشته باشید اگر از سؤال های جنسی آن ها بترسید، بلافاصله حس می کنند و این درک را پیدا می کنند که باز من یه سؤال نامربوط کردم و مامان به هم ریخت! در حالی که می توانیم خیلی خونسرد مثلا بگیم: نمی دونم بذار شب از بابا می پرسیم! اما هر وقت پاسخ گویی را به بعد موکول کردید، حتما برگردید به موضوع و به او جواب بدهید. 🌺وقتی کودک می پرسد: که من از کجا آمده ام، اولین کار شما این است که اول نظر خودش را بپرسید، «تو چی فکر می کنی؟»، تو توی شکم من بودی بعد دکتر باز کرد تو اومدی بیرون، آخه همه ی بچه ها باید یه مدت تو شکم ماماناشون باشن تا گنده بشن! نیایید توضیح بدید که حالا چه جوری باز کردن یک مادری به بچه اش گفته بود که شکم من رو از بالا تا پایین بریدن!!! بچه هم دچار عذاب وجدان شده بود که آخه مامان خیلی دردت اومد؟ من تو رو اذیت کردم؟ لازم نیست بگیم بریدن همین که بگیم باز کردن کافیه؛ و لازم نیست که تفاوت های زایمان طبیعی با سزارین را برای بچه توضیح بدیم؛ شکم منو باز کردن و تو اومدی بیرون همین. 👇ادامه در کامنت اول:👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن