پست های مشابه

chamran_kids

📺 یکی از دوستانم تعریف می کرد برای حمایت از کالای ایرانی، کفش تن تاک خریدیم. دخترم کفشش را پوشیده و خوشحال از هدیه ای که گرفته مدام از من سوال می پرسید: ‌ مامان من الان چون این کفش رو پوشیدم؛ برنده میشم. مامان الان این کفش من مال همه است؟ مامان من الان حس خیلی خوبی از این کفش دارم؟ چون این کفش رو پوشیدم، دستم به سقف میرسه؟ من الان هرچقدر راه برم، خسته نمیشم؟ ‌ کودکان هر چه را ببیند باور می کنند، جدای از اینکه خیلی از خانواده ها توانایی خرید این حجم از کالاهای تبلیغاتی شبکه پویا را ندارند، این تبلیغات تصوراتی در ذهن پاک کودک ایجاد می کند که عدم تحقق آن، دوگانگی هایی در روح و ذهن شان ایجاد می کند. ‌ انگار این تبلیغات فیلتر و ناظری ندارد و یادمان رفته مخاطب این شبکه چه کسانی هستند. ‌ ای کاش شبکه ی پویا را ابزاری برای در آمد زایی نبینیم...شبکه ای که مخاطب آن، نسل آینده ساز ایرانمان است. پ.ن: قطعا پیشنهاد ما دیدن تلویزیون و حتی شبکه ی پویا برای بچه ها نیست. اما معضلی است که در بین خیلی از خانواده ها وجود دارد. و ما در جهت کاهش این ضرر تلاش می کنیم. @mohammadsarshar @pooya.tv #پویا_بدون_تبلیغات #شبکه_پویا #چمرانی_ها

03 شهریور 1398 08:55:31

0 بازدید

chamran_kids

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

13 خرداد 1399 20:26:52

0 بازدید

chamran_kids

. مغازه بازی؛ فقط یه #بازی نیست، قراره باهاش #ریاضی یاد بگیریم. اول با ابزاری مثل لگو، خمیر و ...چیزهای مختلف میسازیم. میز هامون هم میشه مغازمون... به همین سادگی!😊 . پول هم نیاز داریم که خرید و فروش و جمع و تفریق کنیم،برای همین از دکمه های رنگی استفاده می کنیم. . قیمت گذاری و فاکتور نویسی هم به عهده ی خود دخترهاست. . اینجوری میشه که هم تعاملات اجتماعی مون قوی میشه هم حساب کتاب مون! . به نظر شما بهترین روش آموزش جمع و تفریق چی میتونه باشه؟🤔 . #بازی_ریاضی #مغازه_بازی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

28 مرداد 1399 18:16:29

0 بازدید

chamran_kids

☁️ وقتی حرف تربیت کودک پیش می آید، اولین کلمه ای که به ذهنتان می رسد، چیست؟ برای من همیشه، تربیت با مادر تداعی می شود. مادری که تمام عشق و علاقه اش را به فرزندش تقدیم می کند، بی هیچ چشم داشتی... تمام صبوری‌ها، از خودگذشتی ها، مهربانی‌ها، فداکاری ها و صدها ویژگی خوب را می توان مترادف کلمه ی مادر نوشت. ‌ گرچه معتقدیم که تمام بار تربیت را نباید بر دوش مادران بیاندازیم اما نقش بی بدیلش در تربیت کودک را نمی توانیم انکار کنیم. ‌ 🌸مادران عزیز، روزتان مبارک🌸 ‌ دختران کلاس سومی، امروز تصمیم گرفتند برای مادران شان، یک هدیه درست کنند. چه چیز بهتر از کیف پول های دست سازه‌ی دختران، می تواند حال دل یک مادر را خوب کند؟ ‌ مربی: مهری حدادی ‌ #کلاس_سومی_ها #روز_مادر #هدیه_روز_مادر #طرح_درس_روز_مادر #طرح_درس_کلاس_سوم #چمرانی_ها #تربیت_فرزند #مادر #فرزند_پروری #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

26 بهمن 1398 17:03:07

1 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

12 تیر 1399 18:45:39

0 بازدید

chamran_kids

. چند تا توصیه ی مهم که خوبه مدارس بهش بیشتر توجه کنند👆🏻🤗 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مسئولین مدارس بفرستید😇 . #مدرسه_ابتدایی #درس #تکلیف #ماه_رمضان #ماه_بندگی #توصیه_مهم #مسئولین_مدرسه #معلم#والدین

24 فروردین 1400 07:06:21

1 بازدید

ادمین چمران

0

0

💪🏻 یکی از چالش های پدر و مادر، درگیر نشدن بچه ها در فعالیت هاست. اینکه فرزند من انگیزه ای برای انجام کار ندارد. یک راهکار ساده، ورود شما و درگیر شدن خودتان در انجام فعالیت است. وقتی بچه ها ببینند که کاری را پدر یا مادر انجام می‌دهند، خواه ناخواه بیشتر علاقه مند به انجام آن می‌شوند. پسرها پروژه ی برشکاری کارتن با ارّه را داشتند، در این کار قرار شد طرح اصلی را روی کارتن چسب بزنند و رنگ کنند، این کار مجوزی می‌شود برای تحویل گرفتن ارّه. بعد نوبت می‌رسد به برش با ارّه، این قسمت جزء پرهیجان ترین قسمت کار است که البته نیاز به توانایی هایی هم هست: 1.حفظ تعادل 2.دقت 3.قدرت دست 4.سعی برای نگهداری و له نشدن کارتن و... همه و همه، در این کار به ظاهر ساده نهفته است. وقتی مربی خودش اولین نفر دست به اره شود، انگیزه کودک بیشتر می شود. مربی: سید محمد یزدان شناس #کلاس_دومی_ها #انگیزه #دانش_آموز #کودک #نجاری #پروژه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

💪🏻 یکی از چالش های پدر و مادر، درگیر نشدن بچه ها در فعالیت هاست. اینکه فرزند من انگیزه ای برای انجام کار ندارد. یک راهکار ساده، ورود شما و درگیر شدن خودتان در انجام فعالیت است. وقتی بچه ها ببینند که کاری را پدر یا مادر انجام می‌دهند، خواه ناخواه بیشتر علاقه مند به انجام آن می‌شوند. پسرها پروژه ی برشکاری کارتن با ارّه را داشتند، در این کار قرار شد طرح اصلی را روی کارتن چسب بزنند و رنگ کنند، این کار مجوزی می‌شود برای تحویل گرفتن ارّه. بعد نوبت می‌رسد به برش با ارّه، این قسمت جزء پرهیجان ترین قسمت کار است که البته نیاز به توانایی هایی هم هست: 1.حفظ تعادل 2.دقت 3.قدرت دست 4.سعی برای نگهداری و له نشدن کارتن و... همه و همه، در این کار به ظاهر ساده نهفته است. وقتی مربی خودش اولین نفر دست به اره شود، انگیزه کودک بیشتر می شود. مربی: سید محمد یزدان شناس #کلاس_دومی_ها #انگیزه #دانش_آموز #کودک #نجاری #پروژه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن